سید ایلیاسید ایلیا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 20 روز سن داره

مسافری از بهشت

سینه خیز

دیروز برای اولین بار 50 سانت سینه خیز رفتی ، اونم برای گرفتن ظرف شکلات، کلا دوست نداری سینه خیز رفتنو، ترجیح میدی قل بخوری بذار تا مامانی حواسش نیست برم یه شکلات بگیرم مامانی کی اومدی؟! اها مثل اینکه داره میره الان میگیرمش بالاخره گرفتمش وای نگاه کن چقدم خوشمزه ست هی وای من بازم مامانی     ...
9 مهر 1391

7 ماهگی

پسر کوچولوی من 7 ماه از زمینی شدنت میگذره،  این 7 ماه هر روزش برام یه روز خوب و پر از خاطره بود، از  وقتی اومدی من طعم یه عشق ناب و چشیدم، یه عشق پاک ، یه عشق ملکوتی، عشق مادری                                    7ماهه شدنت مبارک فرشته قشنگم                                                   &nbs...
8 مهر 1391

آسانسور

الان تقریبا 3 ماهه که ما تو خونه جدیدمون اومدیم، تو خونه قبلیمونم آسانسور داشتیم ولی هر وقت میریم داخل آسانسور تو بازم چشات گرد میشه و با تعجب همه جا رو نگاه میکنی اون پایین چه خبرههههههههههههه!؟ ...
5 مهر 1391

یه مروارید کوچولو

امروز که داشتم داخل دهنتو نگاه میکردم یهو دیدم یه مروارید کوچولو اومده بیرون، خدارو شکر اصلا برای دندونت اذیت نشدی ومن نفهمیدم کی اومد بیرون، فقط تازگیا یه ذره بداخلاق شده بودی و البته بد غذا ...
21 شهريور 1391

روروک

دیروز مامانی وبابایی برام یه روروک خریدن و من برای اولین بار توش نشستم، وقتی داشتن درسش میکردن من با تعجب بهشون نگاه میکردم جون نمیدونستم این دیگه چیه ولی مطمئن بودم مال منه، به خاطر همین ساکت نشسته بودم و منتظر بودم. تا اینکه بالاخره توش نشستم عجب بازیای جدیدی بذار ببینم این یکی چیکار میکنه من دارم بازی میکنم، شما هم کاراتونو بکنید چیه بابایی، تو هم دلت میخواد بازی کنی؟ خب بیاین با هم بازی کنیم، من که خسیس نیستم   ...
18 شهريور 1391